به گزارش میمتالز، برخی سازهها پیش از آنکه از بتن و فولاد ساخته شوند، در ذهن یک عصر متولد میشوند. روایت پارک فناوری فولاد نیز از همین جنس است. داستان چند ساختمان، چند آزمایشگاه یا چند شرکت دانشبنیان نیست. روایت لحظهای است که یک صنعت بزرگ تصمیم میگیرد سرنوشت خود را از نو بازآفرینی کند؛ لحظهای که فولاد مبارکه میخواهد از کارخانهای که فناوری مصرف میکند، به مجموعهای تبدیل شود که فناوری میآفریند. شاید این تحول از جایی آغاز شده باشد که کمتر کسی به آن توجه میکرد؛ زمینی در جوار فولاد مبارکه. زمینی که از اوایل دهه هفتاد برای فعالیتهای تحقیقاتی در نظر گرفته شد، اما سالها در انتظار روزی ماند که بتواند معنای واقعی خود را پیدا کند. اکنون آن انتظار طولانی به پایان رسیده است؛ نه برای ساخت یک مجموعه عمرانی، بلکه برای آغاز فصلی تازه در پیوند صنعت، دانش و آینده.
در روزگار انقلاب صنعتی، قدرت کشورها را دودکش کارخانهها تعیین میکردند. هرچه کورهها بیشتر میسوختند، اقتصادها نیرومندتر میشدند. اما جهان مدتهاست از آن ایستگاه عبور کرده است. امروز ثروت واقعی نه در دل معادن، بلکه در دل ایدهها شکل میگیرد. ارزشآفرینی بیش از آنکه به استخراج منابع وابسته باشد، به توانایی خلق دانش، فناوری و نوآوری گره خورده است. سالها پیش آلوین تافلر از ظهور موجی سخن گفت که در آن دانش به مهمترین سرمایه جهان تبدیل خواهد شد. اکنون نشانههای آن موج در سراسر جهان دیده میشود؛ از سیلیکونولی گرفته تا مراکز نوآوری شرق آسیا. در چنین جهانی، صنایع بزرگ تنها با توسعه خطوط تولید رشد نمیکنند؛ آنها ناچارند به تولیدکنندگان دانش و فناوری تبدیل شوند. تصمیم فولاد مبارکه برای راهاندازی پارک تخصصی فناوری و نوآوری فولاد را باید در همین چارچوب فهمید؛ تلاشی برای عبور از منطق تولیدمحوری به سوی افق تکنولوژیمحوری.
گاهی آینده ناگهان از راه نمیرسد؛ سالها در سکوت رشد میکند. زمینی که امروز قرار است میزبان پارک فناوری فولاد باشد، دههها پیش برای توسعه تحقیقات آهن و فولاد در نظر گرفته شده بود. ایده وجود داشت، ظرفیت و نیاز نیز وجود داشت؛ اما زمان تحقق آن هنوز فرا نرسیده بود. اکنون، اما شرایط متفاوت است. فولاد مبارکه در آستانه مرحلهای قرار گرفته که توسعه را نه صرفاً در افزایش ظرفیت تولید، بلکه در توسعه زیرساختهای دانشی جستوجو میکند. از همین رو در کنار پارک فناوری، از کارخانه نوآوری، مرکز تکنولوژی فولاد مبارکه، مراکز شبیه سازی صنعتی و توسعه همکاری با شرکتهای دانشبنیان سخن گفته میشود. اینها پروژههای پراکنده نیستند؛ قطعات یک پازل بزرگاند که تصویری تازه از آینده فولاد مبارکه ترسیم میکنند.
یکی از قدیمیترین شکافهای توسعه در ایران، فاصله میان دانشگاه و صنعت بوده است. سالها پژوهشگران مقاله نوشتند و صنایع با چالشهای واقعی دستوپنجه نرم کردند؛ بیآنکه این دو جهان بهدرستی یکدیگر را پیدا کنند. نتیجه آن شد که بسیاری از ایدهها هرگز فرصت تبدیل شدن به محصول را نیافتند و بسیاری از نیازهای صنعت نیز بی پاسخ ماندند. اما استان اصفهان گنجینهای کمنظیر در اختیار دارد؛ دانشگاههای معتبر، بیش از ۱۳۰ مرکز تحقیقاتی و هزاران نیروی متخصص که هر یک میتوانند بخشی از آینده فناوری کشور را بسازند. پارک فناوری فولاد قرار است حلقه مفقوده این زنجیره باشد؛ جایی که دانش از کتابخانهها خارج میشود، لباس کار میپوشد و وارد خطوط تولید میشود. جایی که یک ایده میتواند مسیر خود را از آزمایشگاه تا بازار طی کند و یک پایاننامه بتواند به محصول، فناوری و حتی کسبوکار تبدیل شود.
شاید مهمترین جملهای که این روزها در ادبیات مدیریتی فولاد مبارکه شنیده میشود، همین باشد؛ «تبدیل شدن از مصرف کننده فناوری به تولیدکننده و صادرکننده فناوری.»
این جمله در ظاهر ساده است، اما پشت آن تغییری بنیادین نهفته است. مصرفکننده فناوری همیشه چشم به بیرون دارد؛ منتظر است دیگران راه حل بسازند و او آن را خریداری کند. اما تولیدکننده فناوری، خود بخشی از آینده را طراحی میکند. به همین دلیل است که صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر فولاد مبارکه نقش محوری در این پروژه برعهده گرفته است. زیرا فناوری تنها در آزمایشگاه متولد نمیشود؛ برای رشد به سرمایه، جسارت و فرصت نیاز دارد. زیستبوم نوآوری زمانی شکل میگیرد که ایده، دانش، سرمایه و صنعت در کنار یکدیگر قرار گیرند. پارک فناوری فولاد دقیقاً با چنین منطقی طراحی شده است؛ بهعنوان بستری برای شکل گیری این همزیستی خلاق.
توسعه دیگر حاصل تلاش یک کنشگر واحد نیست. در جهان امروز، ارزش در شبکهها شکل میگیرد. دانشگاهها، شرکتهای فناور، سرمایه گذاران، صنایع بزرگ و نخبگان، هرکدام بخشی از یک منظومهاند. زمانی که این اجزا در کنار یکدیگر قرار میگیرند، چیزی فراتر از جمع تواناییهای فردی آنها متولد میشود. شاید بتوان پارک فناوری فولاد را تلاشی برای خلق همین منظومه دانست؛ سپهری جدید که در آن صنعت و دانشگاه رقیب یا بیگانه نیستند، بلکه دو بال یک پروازند. در چنین فضایی، نخبگان بومی اصفهان و مبارکه نیز فرصت مییابند ایدههای خود را در مقیاس صنعتی به ثمر برسانند؛ نه در فاصلهای دور از خانه، بلکه در قلب همان سرزمینی که استعدادشان در آن ریشه گرفته است.
سالها بعد، وقتی از تحولات صنعت فولاد ایران سخن گفته شود، کسی مساحت این پارک را به خاطر نیاورد؛ همانطور که امروز کمتر کسی ابعاد نخستین کارگاههای انقلاب صنعتی را به یاد دارد. آنچه در حافظه تاریخ باقی میماند، ساختمانها نیستند؛ اندیشههایی هستند که در آنها متولد میشوند. پارک فناوری فولاد نیز در نهایت قرار نیست فقط محلی برای استقرار شرکتهای دانشبنیان یا اجرای پروژههای پژوهشی باشد. مأموریت بزرگتر آن، ساختن پلی میان رؤیا و واقعیت است؛ میان دانشی که در دانشگاهها تولید میشود و فناوری که میتواند چرخ صنعت را به حرکت درآورد. قطعا مهمترین محصول این پارک نه یک اختراع باشد و نه یک فناوری نوین؛ بلکه احیای باوری باشد که هر ملت برای جهش به آن نیاز دارد؛ باور به توانایی خلق آینده با دستان خود. امروز در جوار کورههای فولاد مبارکه، نهالی در حال کاشت، رشد و شکوفایی است؛ نهالی به نام «باور به خود».
نهالی که ریشههایش در خاک مبارکه است، اما شاخههایش تا افقهای دوردست فناوری امتداد خواهد یافت؛ و روزی نه چندان دور، هنگامی که نام ایران در زمره برترینهای فناوری فولاد خاورمیانه بدرخشد، میتوان نخستین بذر آن افتخار را در همین خاک جستوجو کرد؛ جایی که صنعت، دانش و امید دست در دست یکدیگر گذاشتند تا آینده را بسازند.