به گزارش میمتالز، امام خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی، با نفی وابستگی به قدرتهای خارجی و طرح شعار ماندگار ما میتوانیم، اعتماد به توان ملت ایران را به یکی از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی تبدیل کرد. از نگاه ایشان، استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی پایدار نخواهد بود و پیشرفت واقعی، در گرو شناخت، حفظ و بهرهبرداری صحیح از سرمایههای عظیم خدادادی این سرزمین است.
این اندیشه در دوران رهبری آیتالله سیدعلی حسینیخامنهای با نگاهی عمیقتر، منسجمتر و آیندهنگر ادامه یافت. ایشان بیتردید یکی از اثرگذارترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران و از برجستهترین نظریهپردازان حکمرانی مبتنی بر آموزههای اسلامی به شمار میرود. رهبر شهید انقلاب تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ بلکه اندیشمندی جامعالاطراف بود که در حوزههای فرهنگ، علم، اقتصاد، عدالت، تولید و پیشرفت، منظومهای منسجم از اندیشه برای اداره و توسعه کشور ارائه کرد؛ منظومهای که غایت آن، ساختن ایرانی مستقل، مقتدر، پیشرفته و برخوردار از اقتصادی درونزا، دانشبنیان و مردمپایه بود.
آنچه ایشان را از بسیاری از شخصیتهای همعصر خود متمایز میکرد، نگاه راهبردی و تسلط کمنظیر بر حوزههای مختلف دانش، از ادبیات و تاریخ گرفته تا فقه، سیاست، اقتصاد و مسائل کلان کشور بود. در این منظومه فکری، اقتصاد صرفاً مجموعهای از شاخصهای مالی و اعداد و ارقام نبود؛ بلکه زیربنای استقلال سیاسی، اقتدار ملی و عزت مردم ایران محسوب میشد. از همین رو، همواره بر شناخت ظرفیتهای واقعی کشور، اعتماد به توان داخلی، تکیه بر دانش و نوآوری، مدیریت کارآمد و بهرهگیری هوشمندانه از سرمایههای خدادادی ایران تأکید داشتند.
در میان همه این ظرفیتهای راهبردی، معدن جایگاهی ممتاز در منظومه اقتصادی رهبر معظم انقلاب داشت. اگر بخواهیم نگاه ایشان را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: معدن از منظر ایشان صرفاً ذخیرهای در دل زمین نبود؛ بلکه سرمایهای الهی، پشتوانهای برای اقتدار ملی، موتور محرک تولید و فرصتی تاریخی برای رهایی اقتصاد ایران از وابستگی به نفت بود.
ایشان بارها تصریح کردهاند: اگر بخواهیم برای نفت جایگزین پیدا کنیم، یکی از بهترین جایگزینها معادن است.
همین یک جمله، بهتنهایی نشان میدهد که معدن در منظومه اقتصادی ایشان، یک فعالیت اقتصادی معمولی نیست؛ بلکه ستون راهبردی استقلال اقتصادی ایران است.
رهبر معظم انقلاب با نگاهی واقعبینانه، هم از ظرفیتهای کمنظیر معدنی ایران سخن گفتهاند و هم از عقبماندگی کشور در بهرهبرداری از این ثروت عظیم انتقاد کردهاند. ایشان با صراحت میفرمایند: ما در قضیه معدن خیلی عقبیم.
ایران امروز با برخورداری از حدود یک درصد جمعیت جهان و نزدیک به هفت درصد ذخایر معدنی دنیا، یکی از غنیترین کشورهای معدنی جهان محسوب میشود؛ ظرفیتی که رهبر معظم انقلاب بارها آن را یادآور شدهاند و از آن بهعنوان نعمتی الهی و مزیتی راهبردی برای آینده کشور نام بردهاند.
با این حال، ایشان هشدار دادهاند که بهرهبرداری کشور از این ظرفیت عظیم، متناسب با توان واقعی ایران نیست و حتی تصریح کردهاند: ما حداکثر پانزده درصد از ظرفیت معدنی کشور را استحصال میکنیم.
این آمار، بیش از آنکه صرفاً یک عدد باشد، بیانگر فاصله قابل توجه میان ظرفیتهای معدنی ایران و واقعیتهای موجود است؛ فاصلهای که نتیجه ضعف در اکتشاف، سرمایهگذاری، فناوری، زیرساخت، حکمرانی و تکمیل زنجیره ارزش است.
از منظر رهبر معظم انقلاب، مساله معدن صرفاً افزایش استخراج نیست. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این منابع خدادادی به ثروت پایدار، فناوری، اشتغال، ارزش افزوده و اقتدار اقتصادی است. به همین دلیل، یکی از مهمترین محورهای اندیشه اقتصادی ایشان، مبارزه با خامفروشی است. ایشان با صراحت تأکید کردهاند:باید از خامفروشی معادن بهشدت پرهیز کنیم.
این جمله، در حقیقت یک راهبرد کلان اقتصادی است؛ زیرا خامفروشی تنها صادرات ماده معدنی نیست، بلکه صادرات فرصتهای شغلی، فناوری، سرمایه و ارزش افزوده ملی است.
از نگاه رهبر معظم انقلاب، توسعه معدن بدون دانش، فناوری و نوآوری ممکن نیست. تأکید مکرر ایشان بر نقش شرکتهای دانشبنیان، توسعه اکتشافات نوین، فناوریهای فرآوری، همکاری دانشگاهها با صنعت و تربیت نیروی انسانی متخصص، نشان میدهد که معدنکاری موفق، تنها به استخراج بیشتر محدود نمیشود؛ بلکه به خلق ارزش افزوده از مسیر علم و فناوری وابسته است.
بعد دیگر این منظومه اقتصادی، حکمرانی کارآمد در بخش معدن است. تأکید بر تدوین سند جامع معدن، شناسایی ظرفیتهای مغفول، تسهیل سرمایهگذاری، استفاده از توان بخش خصوصی سالم، افزایش بهرهوری و برنامهریزی بلندمدت، همگی نشان میدهد که توسعه این بخش بدون حکمرانی شفاف، قانونمند و آیندهنگر امکانپذیر نیست. این نگاه، امروز نیز میتواند مبنای اصلاح سیاستها، قوانین و ساختارهای مدیریتی بخش معدن باشد.
رهبر معظم انقلاب در کنار توسعه اقتصادی، همواره بر حفظ محیط زیست و حقوق نسلهای آینده نیز تأکید داشتند. از منظر ایشان، منابع طبیعی و معدنی امانتی الهی هستند که باید با بهرهبرداری مسوولانه، ضمن تأمین نیازهای امروز، برای آیندگان نیز حفظ شوند. از این رو، توسعه معدن زمانی ارزشمند است که با رعایت الزامات زیستمحیطی، احترام به حقوق جوامع محلی و صیانت از سرمایههای طبیعی کشور همراه باشد.
در بیانیه گام دوم انقلاب نیز ایشان بار دیگر بر ظرفیتهای عظیم معدنی ایران تأکید کردند و بهرهبرداری از ظرفیتهای استفادهنشده را یکی از مهمترین مأموریتهای دهه پیشرو دانستند. این تأکید نشان میدهد که معدن در نگاه ایشان تنها یک مزیت اقتصادی نبود، بلکه پیشران تولید، اشتغال، فناوری، سرمایهگذاری و پیشرفت ملی محسوب میشد.
امروز، بازخوانی اندیشههای اقتصادی رهبر شهید انقلاب درباره معدن، تنها ادای احترام به گذشته نیست؛ بلکه مسوولیتی در قبال آینده ایران است. بزرگترین ادای دین به این میراث فکری، نه در تکرار سخنان، بلکه در اجرای آنهاست؛ در اصلاح حکمرانی معدن، تقویت امنیت سرمایهگذاری، توسعه اکتشافات، بهرهگیری از فناوریهای نوین، تکمیل زنجیره ارزش و تبدیل ظرفیتهای معدنی به موتور محرک اقتصاد ملی.
پیام ماندگار ایشان برای بخش معدن روشن است؛ ثروت واقعی ایران تنها در اعماق زمین نهفته نیست، بلکه در اندیشه، دانش، مدیریت، قانونمداری و ارادهای نهفته است که این نعمت الهی را به تولید، اشتغال، فناوری، رفاه عمومی و اقتدار ملی تبدیل میکند.
اگر این اندیشه به سیاست، قانون و عمل تبدیل شود، روزی خواهد رسید که معدن دیگر «گنج پنهان» ایران نباشد، بلکه به ستون اصلی اقتصاد ملی و نماد خودباوری ایرانیان تبدیل شود؛ میراثی ماندگار که از دل کوهها و اعماق این سرزمین، آیندهای روشن، مستقل و آباد را برای ایران و نسلهای آینده رقم خواهد زد.
