به گزارش میمتالز، همزمان با ۲۱ تیرماه، سالروز تأسیس «امینطب سپانو»، گروه فولاد مبارکه بار دیگر نشان میدهد که چگونه با ایجاد اکوسیستم یکپارچه سلامت، معادلات صنعت کشور را از «درمانمحوری» به سمت «سلامتمحوری» تغییر داده است. این چرخش استراتژیک، با نگاهی به استانداردهای جهانی، مسیر گذار به سازمانی هوشمند و تابآور را هموار کرده است؛ سازمانی که در آن، سلامتِ سرمایه انسانی به عنوان ستون فقراتِ بهرهوری و بزرگترین دارایی نامشهودِ بنگاه، در کانون مدیریت دادهمحور قرار گرفته است.
تا همین دو دهه پیش، مسوولیت اجتماعی شرکتها بیشتر با ساخت مدرسه، کمکهای خیریه یا مشارکت در پروژههای عمرانی شناخته میشد، اما امروز ادبیات توسعه پایدار جهان دستخوش تغییر شده است. اکنون سلامت، آموزش، محیطزیست و کیفیت زندگی جوامع محلی به مهمترین محورهای مسوولیت اجتماعی بنگاههای اقتصادی تبدیل شدهاند؛ تا جایی که بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان، سرمایهگذاری در حوزه سلامت را نه یک هزینه اضافی، بلکه بخشی از استراتژی توسعه و سودآوری خود میدانند.
این تغییر نگرش بیدلیل نیست. گزارشهای بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت (WHO) و سازمان بینالمللی کار (ILO) نشان میدهد سلامت نیروی انسانی، یکی از مهمترین عوامل افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای تولید و رشد اقتصادی است. در چنین شرایطی، شرکتهای بزرگ معدنی، فولادی و انرژی که هزاران نفر را بهطور مستقیم و غیرمستقیم به کار گرفتهاند، نمیتوانند نسبت به وضعیت سلامت کارکنان و جوامع پیرامونی خود بیتفاوت باشند.

سرمایهگذاری در سلامت، امروز بیش از آنکه یک اقدام اجتماعی باشد، بخشی از مدیریت ریسک صنایع محسوب میشود. تجربه همهگیری کرونا بهخوبی نشان داد که اختلال در سلامت نیروی کار میتواند زنجیره تولید را متوقف کند، هزینههای سنگینی به شرکتها تحمیل کند و حتی بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، بسیاری از بنگاههای بزرگ پس از همهگیری، بودجه مسوولیت اجتماعی خود را بازنگری کرده و سهم بیشتری را به توسعه خدمات درمانی، سلامت روان، پیشگیری از بیماریها و ارتقای ایمنی محیط کار اختصاص دادهاند.
از سوی دیگر، سرمایهگذاران بینالمللی نیز عملکرد شرکتها در حوزه سلامت را به عنوان یکی از شاخصهای مهم مسوولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی (ESG) ارزیابی میکنند. امروزه شرکتی که نتواند سلامت کارکنان و جامعه میزبان خود را تضمین کند، نهتنها با چالشهای اجتماعی روبهرو میشود، بلکه ممکن است در جذب سرمایه و حضور در بازارهای جهانی نیز با محدودیت مواجه شود.

نگاهی به عملکرد بزرگترین شرکتهای معدنی و فولادی جهان نشان میدهد مفهوم سرمایهگذاری در سلامت طی سالهای اخیر دگرگون شده است. شرکت تاتا استیل هند که بیش از یک قرن سابقه فعالیت دارد، سالهاست علاوه بر اداره بیمارستانهای تخصصی، برنامههای گستردهای برای سلامت مادران و کودکان، کلینیکهای سیار، واکسیناسیون، آموزش بهداشت و پیشگیری از بیماریها در مناطق معدنی اجرا میکند و میلیونها نفر از ساکنان این مناطق را تحت پوشش قرار داده است.
در استرالیا، شرکت BHP سلامت روان کارکنان را همتراز ایمنی صنعتی قرار داده و با اجرای برنامههای مشاوره روانشناسی، پیشگیری از فرسودگی شغلی و حمایت از خانواده کارکنان، تلاش کرده است هزینههای پنهان ناشی از مشکلات روانی را کاهش دهد. ریوتینتو نیز علاوه بر توسعه مراکز درمانی در مناطق معدنی، سرمایهگذاری قابل توجهی در ارتقای سلامت جوامع بومی، کنترل بیماریهای واگیردار و آموزش سلامت انجام داده است.
در اروپا نیز آرسلورمیتال، بزرگترین فولادساز قاره سبز، سلامت را یکی از ارکان اصلی گزارشهای پایداری خود میداند. این شرکت علاوه بر تمرکز بر کاهش حوادث شغلی، از فناوریهای نوین برای پایش سلامت کارکنان، شناسایی بیماریهای شغلی و ارتقای بهداشت محیط کار استفاده میکند؛ رویکردی که نشان میدهد سلامت دیگر به ساخت بیمارستان محدود نیست و به بخشی از فرآیند تولید تبدیل شده است.

در ایران نیز طی سالهای اخیر نگاه صنایع بزرگ به حوزه سلامت تغییر کرده است. اگرچه در گذشته بخش عمده مسوولیت اجتماعی شرکتها به کمکهای موردی یا ساخت برخی مراکز درمانی محدود میشد، اما امروز بسیاری از بنگاههای بزرگ صنعتی تلاش میکنند برنامههای بلندمدتتری را در این حوزه دنبال کنند.
گروه فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور، علاوه بر مشارکت در تجهیز مراکز درمانی و توسعه زیرساختهای سلامت استان اصفهان، اجرای طرحهای غربالگری بیماریها، همکاری با شهرک سلامت اصفهان و ارتقای خدمات درمانی مناطق پیرامونی را در دستور کار قرار داده است. در کنار آن، شرکت ملی صنایع مس ایران، گلگهر، چادرملو، فولاد خوزستان، فولاد هرمزگان و هلدینگ خلیج فارس نیز در سالهای اخیر با ساخت بیمارستان، تجهیز مراکز درمانی، تأمین تجهیزات پزشکی، خرید آمبولانس و حمایت از خدمات بهداشتی در مناطق محل فعالیت خود، نقش پررنگتری در ارتقای سلامت ایفا کردهاند.
با این حال، مقایسه این اقدامات با تجربه شرکتهای پیشرو جهان نشان میدهد صنایع ایران همچنان بیشتر بر توسعه زیرساختهای درمانی تمرکز دارند، در حالی که شرکتهای بینالمللی به سمت سرمایهگذاری در پیشگیری، سلامت روان، پزشکی دیجیتال، پژوهشهای سلامت و مدیریت هوشمند دادههای درمانی حرکت کردهاند.

یکی از مهمترین تحولاتی که طی سالهای اخیر در نگاه مدیران صنایع رخ داده، تغییر تعریف سلامت از یک «هزینه» به یک «سرمایهگذاری» است. مطالعات بینالمللی نشان میدهد کاهش بیماریهای شغلی، افزایش رضایت کارکنان، کاهش غیبت از کار و بهبود شرایط ایمنی، بهطور مستقیم بر بهرهوری و سودآوری شرکتها اثر میگذارد. از همین رو، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند سرمایهگذاری در سلامت، یکی از سودآورترین سرمایهگذاریهای بلندمدت برای بنگاههای اقتصادی است.
این موضوع بهویژه برای صنایع فولادی، معدنی و انرژی که با محیطهای کاری سخت و پرریسک مواجه هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه هر حادثه یا بیماری شغلی، علاوه بر خسارتهای انسانی، هزینههای مالی و توقف تولید را نیز به دنبال دارد.

تحولات جهانی نشان میدهد آینده مسوولیت اجتماعی صنایع بر پیشگیری، آموزش، سلامت دیجیتال، هوش مصنوعی، پزشکی از راه دور و ارتقای کیفیت زندگی استوار خواهد بود. به همین دلیل، انتظار میرود صنایع بزرگ ایران نیز در سالهای آینده، همگام با روندهای جهانی، بخشی از منابع مسوولیت اجتماعی خود را به برنامههای پایدار، دادهمحور و قابل ارزیابی در حوزه سلامت اختصاص دهند.
چنین رویکردی نهتنها میتواند بخشی از بار نظام سلامت کشور را کاهش دهد، بلکه با افزایش بهرهوری نیروی انسانی، کاهش هزینههای درمان و تقویت سرمایه اجتماعی، به ارتقای رقابتپذیری صنایع ایرانی نیز کمک خواهد کرد. در دنیای امروز، سلامت دیگر یک اقدام تبلیغاتی یا خیرخواهانه نیست؛ بلکه یکی از مهمترین شاخصهای توسعه پایدار و یکی از پایههای اصلی موفقیت بنگاههای اقتصادی در رقابت جهانی به شمار میرود.