میمتالز - «مینا جعفری» کارشناس ارشد تحلیلهای مالی و استراتژیک در حوزه صنعت، صنعت فولاد جهان با سرعتی غیرمنتظره در حال دگرگونی بنیادین است و ایران به عنوان دهمین تولیدکنندهی بزرگ فولاد جهان باید تصمیم بگیرد: آیا در این تحول سهیم میشود یا کنار میایستد؟
از ابتدای ۱۴۰۵، مکانیزم تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) به طور کامل اجرایی شده است. این یعنی هر تن فولاد پرکربن که به بازار اروپا صادر شود، باید حقالزحمهی کربنی بین ۵۰ تا ۸۰ یورو بپردازد. برای تولیدکنندگانی که هنوز به روشهای سنتی مبتنی بر زغال سنگ یا گاز وابستهاند، این رقم مانند یک دیوار گمرکی جدید عمل میکند.
اما ماجرا فقط تعرفه نیست. خودروسازان بزرگ اروپا از ۲۰۲۷ اعلام کردهاند تنها از تأمینکنندگانی خرید میکنند که بتوانند «گذرنامهی کربنی» ارائه دهند. صنعت ساختمان نیز استانداردهای سبز را در حال اجباریکردن است. به زبان ساده: بدون فولاد سبز، بدون بازار.
اینجاست که ایران باید به یک واقعیت استراتژیک توجه کند: ما در کمربند آفتابی جهان قرار داریم. استانهای کرمان، یزد، اصفهان و سمنان از بالاترین میانگین تابش خورشیدی جهان برخوردارند بیش از دو برابر آلمان. این یعنی ما نه تنها میتوانیم انرژی تجدیدپذیر ارزانتری تولید کنیم، بلکه میتوانیم هیدروژن سبز را با هزینهی رقابتی در همین داخل تولید کنیم.
صنعت فولاد مسوول ۷ تا ۹ درصد از کل انتشار CO₂ جهان است. اما این انتشار یکنواخت نیست. تحلیلهای مککنزی نشان میدهد ۷۰ درصد از کل انتشار در مرحلهی آهنسازی اتفاق میافتد همانجایی که سنگ آهن به آهن اسفنجی یا چدن تبدیل میشود. این یعنی اگر بخواهیم تحولی واقعی ایجاد کنیم، باید دقیقاً همین مرحله را هدف بگیریم.
خوشبختانه، ایران در اینجا یک مزیت نسبی دارد: بخش قابل توجهی از تولید فولاد ما از طریق احیای مستقیم (DRI) با گاز طبیعی انجام میشود، نه کورههای بلند زغالسوز. فناوری DRI به راحتی قابل تبدیل به DRI مبتنی بر هیدروژن سبز (H DRI) است. این یعنی ما نیازی به ساختن همهچیز از صفر نداریم فقط باید مسیر موجود را ارتقا دهیم.
در فرآیند H DRI، به جای گاز طبیعی، هیدروژن تولیدشده از انرژی خورشیدی به عنوان عامل احیاکنندهی سنگ آهن استفاده میشود. محصول جانبی این واکنش دیگر CO₂ نیست، بلکه آب است.
پروژهی HYBRIT سوئد در ۲۰۲۱ اولین فولاد کاملاً بدون سوخت فسیلی را تولید کرد و تا ۲۰۳۰ تمام کورههای بلند SSAB به H DRI تبدیل میشوند. در آلمان، Thyssenkrupp دو میلیارد یورو سرمایهگذاری دولتی برای پروژهی tkH۲Steel جذب کرده است. حتی چین بزرگترین تولیدکنندهی فولاد جهان پروژههای آزمایشی هیدروژن را در پنج کارخانه آغاز کرده است.
هزینهی الکترولایزرهای تولید هیدروژن از ۲۰۲۳ تا امروز ۴۰ درصد کاهش یافته و بازار جهانی فولاد سبز تا ۲۰۳۰ به ۹۵ میلیارد دلار خواهد رسید.
راهحل یک شبه وجود ندارد، اما چارچوب عمل روشن است:
۱. سرمایهگذاری فوری در نیروگاههای خورشیدی صنعتی در مجاورت کارخانههای فولاد به ویژه در کرمان، یزد و اصفهان. مدل خودمصرفی (Captive Power) میتواند انرژی پاک را با هزینهی کمتر تأمین کند.
۲. تبدیل تدریجی واحدهای DRI موجود به H DRI. این کار از نظر فنی شدنی است و ما در مقایسه با تولیدکنندگانی که هنوز به کورههای بلند وابستهاند، جلوتر هستیم.
۳. توسعهی کورههای قوس الکتریک (EAF) با برق تجدیدپذیر. این کورهها که با ضایعات فولادی کار میکنند، میتوانند انتشار را تا ۷۵ درصد کاهش دهند.
۴. ایجاد سازوکار قیمتگذاری کربن داخلی. بدون سیگنال قیمتی، بازار انگیزهای برای سرمایهگذاری سبز نخواهد داشت.
چون پنجرهی فرصت در حال بستهشدن است. هر سال که بدون سرمایهگذاری جدی میگذرد، شکاف فناورانه عمیقتر میشود و بازارهای صادراتی محدودتر. CBAM الان اجرایی شده نه ده سال دیگر. خریداران بزرگ اروپایی و آسیایی الان در حال انتخاب تأمینکنندگان سبز خود هستند.
ایران با ترکیب پتانسیل خورشیدی بینظیر، زیرساخت DRI موجود و نیروی انسانی متخصص، میتواند یک بازیگر اصلی در زنجیرهی ارزش فولاد سبز منطقه باشد. اما این مسیر خودبهخود طی نمیشود — نیازمند تصمیم استراتژیک است و این تصمیم، دیگر نمیتواند منتظر بماند.